قرآن وسيله اي هدايت بشريت
حمد مر خدايي راكه مخلوقاتش بر وجودش دلالت دارند ، و نظم عالم و سير افلاك وحدانيتش را ثابت سازند ، ودرود برپيامبرش (صلى الله عليه وسلم ) كه نبوتش با معجزات مستمرش ثابت شده است ، و بر ياران و پيروانش كه جوينده گان حقيقت تا روز قيامت اند ، و داعيان راه عدالت وانصاف .
خداوند (جل جلاله ) قرآن كريم را براي هدايت بشر از زمان بعثت حضرت محمد(صلى الله عليه وسلم ) تا روز قيامت تعيين نموده است ، قرآنكريم كه درزمان بعثت حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم ) عربها را به بلاغت ، فصاحت ، اسلوب معجز خويش تسليم نمود ، اكنون كه اكثريت مسلمانان جهان غير عرب هستند و آن ملكه قوي زبانشناسي و فصاحت درعربها نيز بشكليكه درزمان جاهليت بود نيست ، چگونه قرآن كريم ميتواند كه معجزه عصر ما نيز باشد ، آيا قرآن ميتواند مردم عصر امروزي را با پيشرفت هاي علمي در مجالات مختلف هدايت نمايد ، و آيا قرآنكريم جوابگوي اين همه دانشمندان خواهد بود ، آيا ميتواند سوالات آنان را به شكل عصري و مدرن جوابگو باشد ؟ و اگر جواب مثبت باشد چه دليلي در زمينه داريم ؟
در پاسخ اين همه سوالات بايد عرض نمود كه قرآنكريم كتاب الهي است ، و اين كتاب الهي ساخته بشرنيست كه علم او منحصر عصر و زمانه اش باشد ، اگر گفته محمد(صلى الله عليه وسلم ) ميبود ، حتما سطح دانش قرآن مطابق مستواي آنروزي ميبود ، وازينكه قرآنكريم كلام خالق بشراست ، وعلم خالق بشر بر همه اشياء محيط است بناء حقايق قرآني هميشه ثابت و روشن بوده و براي هر كس مطابق علم و دانشش تا روز قيامت جوابگو ميباشد ، خداوند متعال در عصر قديم قرآن را درجزيره عرب نازل نمود ، و در عصر حاضر بزرگترين معجزه عصر(نفت) را نيز در جزيره عرب خلق نموده است ، اين بزرگترين دليل به شناخت خداوند( جل جلاله ) ميباشد كه بشر قبل ازينكه به وسايل تكنولوژي دست يابند ، در زير زمين ضرورت اساسي (مواد سوخت) اين وسايل تكنولوژي را خداوند (جل جلاله) خلق نمود ، تا مسلمانان از همه اولتر حقايق قرآني را كشف نموده با تطبيق حكم خداوند در زمين به اختراع وسايل مورد ضرورات دست يابند وهرگاه نيازي به مواد سوخت داشته باشند ، در زير زمين آنرا کشف نمايند ، وهمچنانكه درساحه معنويت پيشتاز جهان شدند و كعبه شريف مركز نور بود در عصر ماديت نيز پيشتاز همه باشند و كعبه مشرفه نور بخش آنان باشد ، ولي مشكل درين بود كه مسلمانان در عصور اول با تطبيق احكام الهي مدنيت بزرگ اسلام را تشكيل دادند وميتوانستند كه در عصر حاضر نيز همان مدنيت خويش را حفظ نمايند و از ذخاير زير زميني خويش براي پيشرفت بخش مادي اين مدنيت استفاده نمايند همانگونه که دين مقدس اسلام را در عصور قديم براي بشريت رساندند و مدنيت هاي اسلامي را درشرق و غرب تشكيل دادند ، ومردم را از عبادت انسان به عبادت خالق انسانها دعوت نمودند درعصر حاضر نيز با استفاده از ين وسايل بتواند بشريت را از درد ورنج زنده گي نجات داده آنانرا صاحب ماديت ومعنويت سازند زيرا ( ماديت + معنويت = اسلام ) ميشود ، تنها ماديت نميتواند انسان را كامل سازد و اورا به خوشبختي ها برساند ، و همچنان تنها معنويت بعضي ازاديان دست ساخته بشر نيز نميتواند پاسخگوي تمامي ضرورات انسان باشد ، ولي اساسات گسترده اسلامي كه شامل تمامي ابعاد زنده گي بشر است ميتواند ، خوشبختي انسان را حفظ نمايد و روي همين علت مسلمانان اين دعا ي قرآني را هميشه ميخوانند و در ساحه عملي نيز تطبيق مينمايند : {رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّار } البقرة/ ِ201 پروردگارا ! براي ما نيكي هاي دنيا و آخرت را نصيب بفرما .
: "Our Lord! Give us good in this world and good in the Hereafter, and defend us from the torment of the Fire
خداوندمتعال ( جل جلاله) ازآغاز خلقت انسان براي بشريت دلايلي براي شناخت خداوند ( جل جلاله) بيان داشته است ، وبراي اينکه انسانها بتوانند به وجود خداوند ايمان داشته باشند دلايل زيادي را براي انسان دروجود خود انسان خلق نموده است ، که ما دردرس هاي قبلي درمورد دلايل فطري و عقلي به وجود خداوند متعال ( جل جلاله ) بحثي داشتيم .
براي اينکه اين انسان درشناخت خداوند اشتباهي نکند خداوند متعال براي انسانها کتابهايي را فرستاده که عبارت از 100 صحيفه وچهارکتب بزرگ آسماني ميباشد ، که هرکتابي مطابق ضرورت انسانها با معجزات وپيامبراني تاييد شده اند .
ازينکه انسانها درطول تاريخ با گذشت زمان عقايد حقيقي را به خرافات مبدل مينمايند ، وبعضي انسانهاي خود خواه حتي دردين وکتاب خداوند دست ميزنند ، ودرکتابهاي آسماني ديگري همين انسانها تصرفاتي نمودند که به عوض اينکه کتابهاي آسماني مصدر توحيد امت گردد ، به اساس تعصبات ، ونظريات تعصبات انساني اين کتابها هنوز هم سبب مشکلات براي انسانها گرديد .
خداوند متعال به اساس رحمت خويش آخريت کتاب آسماني را فرستاد ، درين کتاب هزاران دليل وبرهان به توحيد خداوند ، دين خداوند ، ايمان به پيامبران ، ايمان به روز قيامت ، ايمان به ملايکه ها وغيره مسايل بصورت مفصلا بيان شده است ، که انسان با دانش ، با مجرد مطالعه آن به حقايق قرآني پي برده ، و به آن ايمان مياورد ، وکسانيکه داري تعصب وخود خواهي هستند ، ازين نعمت محرور ميمانند زيرا :
باران که در لطافت طبعش خلاف نيست دردشت لاله رويد و در شوره زار خس
براي اينکه همين انسانها به اساس گذشت زمان ، وتعصبات مختلفي که دامنگير انسانهاي گمراه وحتا انسانهاييکه خود را متدين ميدانند ميشود ، خداوند متعال آخرين کتاب خود را حفظ نموده وخودش ضمانت حفط قرآن کريم را تا روز قيامت نموده است . ( انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون ) ما قرآن را فرستاده ايم وما آنرا حفظ ميکنيم .
يکتن ازشخصيت هاي مسيحيت بنام جوسيف ادوارد استس که بعدها مسلمان ميشود دليل مسلمان شدن خود را همين حفظ قرآن گريم درطول تاريخ ميداند ، او ميگويد : بياد دارم که من از محمد سوال کردم که:چند نسخه قرآن درطول1400سال گذشته بوجود آمده است ؟
- برايم گفت که بجز يک قرآن ، قرآن ديگري وجود ندارد ، واين قرآن ابدا تغيير نکرده است وبرايم تأکيد نمود که قرآن در دل صد ها هزارمردم حفظ شده است ، وهرگاه درين مورد در خلال قرن ها تحقيق نمايم خواهم يافت که مليون ها انسان قرآن را بصورت کامل حفظ نموده اند ، وآنرا براي ديگران تعليم داده اند.
جوزيف ايوي اين دلايل و آنچه احقيت اسلام را ثابت ميکند از محمد خواست .
محمد گفت : نخستين دليل کتاب خداوند متعال ( جل جلاله ) يعني (قرآن کريم) ميباشد ، کتابيکه در آن هيچ تغيير، وتحريفي ، اززمان نزولش بالاي محمد (صلى الله عليه وسلم ) قبل از 1400 سال تاکنون رخ نداده است ، اين قرآن را تعداد زياد مردمان حفظ مينمايند ، تقريبا درحدود 12 مليون مسلمان اين کتاب را حفظ دارند ، وهيچ کتابي در روي زمين نيست که او را به اين تعداد مردمان حفظ نمايند مثليکه مسلمانان قرآن کريم را از اول تا آخر حفظ ميکنند .
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ " ما قرآن را نازل نموديم وما اورا حفظ ميکنيم (سورة الحجر الآية 9) اين دليل کافيست براينکه دين به نزد الله ( جل جلاله ) اسلام است .
شما ميتوانيد اين معلومات را مفصلا در سايت هاي انترنتيwww.islamalways.com. و همچنان سايت انترنتي ( www.islamtomorrow.com ) که ازخود جوزيف استس است بدست آورده وياهم به عنوان ( المسلمون الجدد) درgoogal بيابيد .
چطور ميتوان دانست كه كدام كتاب حق است ؟
مهمترين اصل در زنده گي انسان عقيده است ، دين مقدس اسلام اساسي ترين مقام را براي عقيده قايل گرديده است ، تمامي اعمال به اساس عقيده ارزشمند ميگردد ، تمامي قرآن دعوت به عقيدهء يكتا پرستي ، دوري ازشرك وانسان پرستي ميباشد ، تمامي پيامبران امتيان خويش را به توحيد ودوري از شرك دعوت نموده اند .
براي معرفت هر پيامبر خداوند متعال (جل جلاله) يك سلسله معجزاتي را فرستاده كه اين معجزات غالبا نسبت به سطح علم و دانش مردم بلند تربوده تا ساير انسانها با مشاهده آن به حقيقت نبوت پيامبران و حقانيت كتاب الهي بي برند و ايمان بياورند ، مثلا : در زمان موسى (عليه السلام ) كه علم سحروجادو زياد رواج داشت خداوند متعال (جل جلاله) براي هدايت آن ساحران عصاي موسى را معجزه قرار داد ، براي شان نشان داد كه موسى ( عليه السلام ) يك ساحر نه بلكه او بيغمبرخداست ، و با ديدن اين معجزه تمام ساحران فورا ايمان آوردند و به رسالت حضرت موسى (عليه السلام) اعتراف نمودند و ايمان خود را اعلان كرده و شهادت را در راه دين حق بذيرفتند . براي هدايت ساير مردمان آن زمان مطالب طرز ديد و علميت شان معجزاتي را نشان داد كه اكثريت آنان به رسالت حضرتش متيقن شدند .
همچنان در زمان حضرت عيسى (عليه السلام ) علم طب به حد اعلى بيشرفت نموده بود و خداوند متعال(جل جلاله) براي حضرت عيسى (عليه السلام) شفاي امراضي را معجزه ساخت كه طبيبان آن زمان از علاج آن امراض عاجز بودند . وقتي كفتيم براي اثبات نبوت هر پيامبر خداوند متعال(جل جلاله) معجزاتي را بيش نموده است اين سوال شايد براي بسياري بيدا شود كه آيا معجزه هاي پيامبران سابق براي ما كافي خواهد بود و يا براي كسانيكه در عصر ما زنده كي ميكنند و هنوز از نعمت اسلام برخوردار نشده اند نيز بايد معجزاتي باشد كه با ديدن آن به دين مقدس اسلام مشرف شوند ؟ در باسخ به اين سوال نخست لازم است نخست اقسام معجزه را مورد مطالعه قرار دهيم و سبس به جواب اين سوال ببردازيم .
أقسام معجــــــزه
اصلا معجزه دو قسم ميباشد :
1) معجزه هاي متعلق به عصر و زمان و يا هم معجزاتي براي مردمان خاص يك عصر :
ازينكه پيامبران قبل از حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) براي يك قوم ، يا يك منطقه يي خاصي آمده بودند ، معجزه ها ي آنان نيز موقتي ، مادي و براي همان قوم بود ، مثل معجزه عصاي موسى (عليه السلام) براي ساحران ، معجزه ايستادن در يا براي قو م موسى عليه السلام ، و معجزه طبي حضرت عيسي عليه السلام براي بني اسراييل و غيره .
هدف ازين معجزه ها تنها اقوام موجود آن عصر بود كه آنان ازين معجزات استفاده نموده و به آن ايمان آوردند . و ازينكه هدف اين معجزات اشخاص بعدي نبود ، بناء معجزات آنان با فاني شدن آنان ختم كرديد .
2) معجزه دائمي كه تا روز قيامت جاوداني ميباشد : معجزه دايـمي همان معجزه يي است ، كه مخصوص يك قوم و يا يك كروه خاص نه بلكه براي تمام بشريت در عصر موجوديت آن پيامبر و بعد از رحلت آن پيامبر ميباشد ، آثار اين معجزه درهمه جا و براي هميشه تا روز قيامت دوامدار ميباشد .
ازينكه پيامبراسلام حضرت محمد ( صلى الله عليه وسلم ) براي تمام بشريت فرستاده شده و بعد از او پيامبر ديكري نيست , جنانجه بعداز قرآنكريم كتاب آسماني ديكري نازل نخواهد شد ، وخداوند متعال (جل جلاله) براي ما تأكيد نموده است كه اين قرآن هدايت براي بشريت تا روز قيامت ميباشد . روي همين دليل قرآن عظيم الشان را خداوند متعال (جل جلاله) بزركترين معجزه ء قرار داده است كه اعجاز آن منحصر به كدام قوم و قبيله نه بلكه از زمان پيامبر(صلى الله عليه وسلم) تا روز قيـامت دوام دارد .
قرآن دو نوع معجزه دارد :
1- معجزه لفظي : معجزه لفظي قرآن كريم براي كساني است كه در زبان عربي مهارت زياد داشته باشند ، جنانجه در زمان ظهور اسلام عربهاي آن زمان كه از فصاحت وبلاغت بسيار قوي برخوردار بودند، و به اساس همين فصاحت وبلاغت در بسياري از مجالس افتخار مينمودند ، قرآن عظيم الشان در مقابل آنان قرار كرفت و براي شان معجزه لفظي قرآن را بيشكش نمود و جلنج داد كه شما با وجود داشتن جنين فصاحت وبلاغت يك سوره يي مثل قرآن كريم بسازيد ، آنان از آوردن سوره يي مثل قرآن عاجز شدند ، و با مطالعه ويا شنيدن قرآن سر تسليم به اين معجزه بزرك الهي نهادند ، كه اين معجزه لفظي قرآن تا حال حاضر با همان قوت و صلابت خويش در نزد عربي دانان باقيست .
يکي ازمعجزات قرآن کريم موضوع حفظ قرآن درقلب مليون ها انسان است ، تاحال درجهان هيچ کتابي درهيچ علمي نيست که حد اقل صد نفر حافظ داشته باشد ، تنها معجزه قرآن است که درقلب مليون ها انسان حفط بوده ، نه تنها آيات قرآن محفوظ است ، بلکه هرکلمه قرآن بدون دستبرد کسي حفظ شده است ، وازين هم جالبتر اينکه هرحرکت قرآن حفظ شده است ، مثلا : وقتي ميخوانيم الحمد لله رب العالمين ) هرگاه درتمامي دنيا بگرديم خواهيم ديد که حرف (دال) درکلمه (الحمد) درتمامي قرآن هاي چاپ شده جهان مضموم ( ضمه دار – پيش دار) تلفظ ميگردد .
همچنان درطول تاريخ هيچ کسي نتوانسته است که مثل قرآن عظيم الشان ، ديگري قرآني بسازد ويا حل اقل سورهء بسازد ، اين بدان معني نيست که کسي کوشش ننموده ، بلکه دشمنان اسلام کوشش هاي زيادي نموده اند ، ولي ناکام شده اند .
معجزه ديگر قرآن اينست که تاحال هيچ کسي نتوانسته که نام خود را منحيث مولف آن درغلاف قرآن نوشته کند ، زيرا کلام خداوند است ، وکسي نميتواند که اين کتاب را به خود نسبت دهد ، زيرا نميتوانند ، وهرگاه کسي ميتوانست چنين کند حتما ميکرد ، ولي در ساير کتابهاييکه طرفداران آن آنرا کتاب خدا ميدانند ، نام مولف انساني حتما درپشت کتاب است که خود دليل است که گوينده آن انساني بوده که آنرا خود روايت نموده سپس به خداوند نسبت داده است .
2- معجزه معنوي قرآن كريم ( اعجاز علمي قرآن كريم ) : ازينكه قرآ ن عظيم الشان براي تمام بشريت نازل كرديده است لازم است تا اين قرآن معجزه يي داشته باشد كه تمام حيات بشريت را تا روز قيامت در برگيرد ، معجزه يي باشد كه دانشمندان عصر ساينس وتكنالوژي عصرهاي مختلف را قناعت دهد تا آنان با درك حقانيت قرآن به آن ايمان آورده وحدانيت خداوند يكتا را بپذيرند .
قرآن كريم در دو بخش لفظي و معنوي خويش معجزه أبدي است ، وهرگاه تحقيقات علمي دانشمندان معروف جهان را مورد مطالعه قرار دهيم ميابيم كه قرآن عظيم الشان چگونه دانشمنان بسيار معروف عصر حاضر را تسليم اعجاز خويش گردانيده است .
علت اساسي اينست که قرآن عظيم الشان براي همه بشريت نازل شده ، و درانسانها متخصصين مختلف وجود دارند ، قرآن عظيم الشان هرکسي را با اسلوب خودش خطاب نموده او را به حقانيت قرآن قناعت ميدهد ، به اين شکل ما مثالهاي زيادي از دانشمنداني داريم که بدون تعصب وخود خواهي ، قرآن را براي درک حقيقت ها مطالعه نموده اند وسپس مسلمان شده اند .
که بهترست درين مورد نمونه هايِ را بيان نماييم :
گرايش بعضي ازدانشمندان به دين مقدس اسلام به اساس فهم معجزات قرآني
دكتور زغلول نجار يكتن از دانشمندان معاصر ميگويد: روزي من ازمحترم داوود سي بسکوک که يكتن از دانشمندان غربي ورئيس مسلمانان لندن بود ازعلت مسلمان شدنش پرسيدم گفت : ما غربي ها مليون ها دالر مصرف نموديم تا به كره يي مهتاب دستياب شديم ، وزماني مهتاب را ازنزديك مورد مطالعه قرار داديم ديديم كه در روي مهتاب خط سياهي مانند يك كمربند اطراف مهتاب را گرفته است ، وزماني در مورد اين خط تحقيق وپژوهش نموديم ، تحقيقات نشان داد كه اين مهتاب در زمانهاي بسيار زياد قبل به دو حصه تقسيم و ازهم جدا شده ، وسپس دو باره بهم وصل شده اند كه بعد از انضمام دو بخش مهتاب اثر آن شكستگي مانند خط سياهي در مهتاب باقيمانده است . (1)
وزماني قرآن عظيم الشان را مطالعه نمودم ، دريافتم كه قرآن كريم در مورد شق القمر(دو حصه شدن مهتاب) جهارده قرن قبل خبرداده است ، و احاديث پيامبر(صلى الله عليه وسلم ) نيز درين مورد شهادت ميدهد كه در زمان بعثت آخرين پيامبران مهتاب دو شق شده و مردمان آن عصرمهتاب را به همان شكل ديده اند ،وزماني شخصيت حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) را مطالعه نمودم يافتم كه او يك شخص عادي ودر آغاز حيات بيسواد بود،ودرآن زمان وسايل تكنالوزي نيز وجود نداشت كه پيامبراز آن نقل نموده باشد ، دانستم كه قرآن ساخته دست محمد و يا كدام بشر نه بلكه كلام خالق زمين و آسمان است كه معلومات چهارده قرن قبل اومعجزه يي بزكي است براي دانشمندان عصر امروزي ،مطابق اين دلايل قوي قرآني به وحدانيث خداوند (جل جلاله)وحقانيت قرآن عظيم الشان تصديق نمودم .
دانشمندي ديگري ميگويد من منحيث يك پژوهشگرهزاران كتاب دانشمندان جهان را مطالعه نمودم ولي درمقدمهء هركتاب آثاري ازبنده گي مؤلف را درك كردم زيرا مؤلف درمقدمه كتاب خويش با عرض پوزش از خواننده يي كتاب ميطلبد تا اشتباهات وغلطي هاي ويرا كه زاده ضعف وناتواني بشري است عفو نمايند ، و برايش درصورت امكان خبردهند ، اين دانشمند ميگويد : من براي نخستين باريكه قرآن عظيم الشان را مطالعه نمودم ، درصفحات نخستين قرآن كريم يافتم كه اين كتاب براي خواننده چلنج ميدهد كه در اين كتاب هيج شكي نيست (ذلك الكتاب لا ريب فيه) (2) با مطالعه اين آيت چنان تحت تأثيرقرآن عظيم الشان قرار گرفتم و با مطالعه بيشتر و بيشتر قرآن ديگر مجالي نبود كه به حقانيت آن تسليم نشوم .
حقيقتا قرآن عظيم الشان معجزه يي الهي است كه هر كسي را مطابق رشته وتخصص اش خطاب ميكند ، وبرايش ميفهماند كه اين كلام كلام رب العالمين است ، و نبايد فراموش كرد كه براي فهميدن اين قرآن دانش و علم ، عقل و فراست ، بيطرفي و صفاي فطرت بسيار ارزش دارد ، زيرا قرآن كلام باك است و به قلب هاي دانشمندان وانسان هاي باك طينت زود اثر ميكذارد ، چنانچه شاعر ميگويد :
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست ** دردشت لاله رويد ودرشوره زار خس
محترم اشوك كولن كه منشي اسبق اتحاديه جهاني كليسا ها بود وتحصيلات عالي خويش را در شور اوگندا به پايان رسانيد ، سپس در شهر تكساس ايالات متحده امريكا به كسب علم لاهوت (علم عقايد والهيات مسيحيان) پرداخت ، چندين ديپلوم در رشته هاي پلان واداره تعليم كليسا ، تنصيرورشد اجتماعي از كشورهاي ناروي ، كينيا ، وسودان بدست آورده و بعدها شهادتنامهء ماستري خويش را از پوهنتون اكسفورد انگلستان در علم مقايسه بين اديان ومذاهب مختلف بدست آورده است ووظايف متعددي را در بست هاي مـهم كليسا مثـل : مديـرسازمان ناوريژي بـراي مـدد به كليسا ، مدير
---------------------------
1- اشاره به آيت شريف ( اقتربت الساعة وانشق القمر ) است
2- اشاره به آيت شريف ( و إن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثله ) سورةء البقرة آيت / ميباشد .
سازمان نارويزي براي توجه به طفوليت ، مدير سازمان دفع حوادث سودان كه يك مؤسسه مشترك سويدن دنمارك وهالند ميباشد ، منشي عمومي شوراي كليساهاي جهاني در وسط وشرق افريقيا ، رئيس فاكولته نيل در علوم الهيات درسودان ، منشي عمومي سازمان جوانان مسيحي در افريقا و منشي عمومي سازمان اتحاد وهمبستگي مسيحيان در افريفا بود ، با درك حقانيت اسلام به دين مقدس اسلام مشرف ميگردد واكنون منشي عمومي سازمان همبستگي اسلامي براي ترقي وانكشاف سودان ميباشد . پدرش نيز ازجملهء مسؤولين بزرگ كليساهاي مسيحي درشرق ووسط افريقا بود .
وقتي در بارهء اينكه چطور به دين مقدس اسلام قناعتش حاصل شد پرسيده شد ، گفت: (رو آوردنم به سوي اسلام ازتحقيقم پيرامون مقايسه بين اديان،هنگام نوشتن تيزس ماستري سرچشمه ميگيرد ، وقتي نتايج ذيل را به دست آوردم : قرآن عظيم الشان اسم هيچ مولفي را برخود ندارد ، آنچناكه هر يكي از انجيل ها نام يك مؤلف را باخود دارد .
قرآن عظيم الشان كتاب خداوند است ، چنانچه اين كتاب سيرت همه انبياء ورسولان خداوند و ازجمله آخرين پيامبرحضرت محمد(صلي الله عليه وسلم) را در خود دارد .
سيرت محمد(صلي الله عليه وسلم) تاكيد دارد كه اسلام اولين و آخرين دين خداوندي براي بشريت است . همه فرستاده هاي خداوند ، مردم را به سوي توحيد خداوند دعوت مينمايند ، همانگونه كه اسلام مردم را به سوي توحيد دعوت مينمايد .
همه فرستاده گان خداوند (جل جلاله) با پروگرام محدودي فرستاده شده بودند وتنها براي هدايت ورهنمايي قوم خويش مؤظف بودند ، در حاليكه رسالت محمد (صلي الله عليه وسلم) براي همه بشريت بود .
دركتاب هاي موجود از اديان سابقه نميتوان بين كلام خداوند ،كلام فرستاده اش و كلام مؤلف كتاب فرق قايل شد ، همه آنجه ما از كتاب هاي اديان سابقه دردست داريم در آن آمده است يوحنا چنين گفت يا پطرس چنين ارشاد كرد ... در حاليكه كلام خداوندي (قرآن عظيم الشان) در دين اسلام واضح است ، اقوال و افعال محمد (صلي الله عليه وسلم) آشكار اند ، سيرت رسول وفرستاده خداوند محدد وتعين شده است ، و اين همه دلالت برحفظ دين توسط خداوند مينمايد .
عدالت ومساوات بين همه مسلمانان وروش با همي در اسلام واضح است ولي در آيين مسيحيت بسا چيزها بودند كه من به سبب گرايش خود به آن دين از آن خجل بودم ، چنانچه من به سبب سياه پوست بودن خود احساس خجالت وحقارت ميكردم . همچنان انسان ها در سايه مسيحيت داراي درجات مختلف اند ، مردمان سياه پوست جدا نماز ميگذارند ، و مردم سفيد پوست جدا ، در امريكا مردمان سياه پوست نميتوانند در كليساهاي سفيدپوستان به عبادت بپردازند ، چنانچه كولن باول وزيرخارجه پيشين امريكا به خاطر سياه پوست بودنش نميتواند به كليساهاي سفيد پوستان داخل شده و آنها را مخاطب قرار دهد ، اما دراسلام چنين تبعيضي وجود ندارد ، كسيكه قبل از ديگران داخل مسجد شد ، در صف اول نماز ميگزارد وهمه مردم در برابر خداوند يكسان اند ، امام مسجد ميتواند سياه پوست باشد ياسفيد پوست هيچ فرقي ندارد . ) (1)
اوكه اكنون به نعمت اسلام مشرف گرديده و دين مقدس اسلام را بهترين عزت براي خود ميداند ، منحيث يك دعوتگربزرگ اسلام براي نشر دين مقدس اسلام كارميكند ، در مورد اينكه چي تعداد اشخاصي را توانسته است كه به دين مقدس اسلام دعوت نمايد گفت :
( به فضل و مرحمت خداوند بعد ازايمان آوردنم تا اكنون بيش از يكصد وپنجاه هزار تن توسط من ايمان آورده اند ، همچنان 2500 تن ازجمله بزرگان كليسا ، كشيشان و كساني كه به سوي نصرانيت دعوت ميكردند،وهمه آنها از جنوب سودان وازمنطقه كوهاي(نوبه) ومنطقه (انجسنا) بودند ، به دعوت من ايمان آوردند . (2)
--------------------------------------------------
شوك كولن يانك منشي اسبق اتحاديه جهاني كليساها رازهاي بس برده كليسارا افشاء ميسازد ، مترجم احمد ضيا رحيمزي ، حمل 1384 ص : 5- 7
مرجع سابق ص : 9 – 10 .
يكتن از كشيشان مسيحيت (سامي فرناندس) است كه دركشور فليبين تولد شده و كشيش مذهب پروتسانت بود ، تحصيلات خويش را در پوهنتون ايديولوزيك (لاهوت) به پايان رسانيد او ميگويد : ( قوانين آنوقت اين پوهنتون تقاضا مينمود تا مرحله تعليمات عملي را بعد از فراغت از پوهنتون براي مدت هژده ماه سپري نمايم درين مدت من براي نصراني ساختن مردم درمناطق مسلمان نشين كه در جنوب فيلپين قرار دارد مشغول شدم ، همچنان درين مدت مكلف بوديم تا بحث هايِِي در مورد ثقافت هاي ديني شرقيان بنويسيم و تقدير الهي همين بود كه من به نوشتن بحثي درمورد فلسفهء اسلام گماشته شد م .او در مورد اينكه چگونه قناعتش حاصل شد كه به دين مقدس اسلام مشرف گردد ميگويد:( بعد ازينكه اسلام را مدت يكسال دربين كتابها دريافت نمودم ، احساس كردم كه گم كرده خويش را دريافتم ، پاسخهاي تمامي سؤالاتيكه در ذهنم خطورنموده و در مسيحيت جوابي نداشت آنرا در اسلام دريافتم ) وي به ادامه دلايل مسلمان شدنش ميگويد : (درحقيقت سه محور اساسي بود كه مرا به اسلام جذب نمود و اين امور را بغيراز اسلام در اديان ديگري نيافتم :
1) اسلام موافق فطرت طبيعي بشريت است .
2) كامل بود ن (شموليت) اسلام : زيرا اسلام شامل بخش هاي سياسي،نظام حكم،اقتصاد،نظام مالي، روابط فاميلي واجتماعي ، وجوانب روحي فطري ميباشد .
3) پيام جهاني اسلام : اصل انسان از آدم و حوا ميباشد ، وتمامي بشر مانند برادران ميباشند ، ضرورتي به پيوستن به كدام حزب سياسي ، يا مؤسسه اجتماعي و يا سازمان اقتصادي نداري ، همين كه مسلمان هستي كافي است وتمامي ارتباطاتي را كه اين سازمان ها درغرب لازم ميگردانند در اسلام موجود است ، زيرا غربيها معاني اخوت ، برادري ، همكاري ، تكافل اجتماعي و غيره را ندارند ، بنابرين سازمانهاي خيريه را بنام (برادرزهود) براي پرنمودن اين جوانب مفقود در حيات شان تاسيس نموده اند ، اما مسلمانان ضرورت به اين مؤسسات ندارند زيرا مسلمانان همه به يك خدا ، يك قرآن ، يك پيامبر , يك قبله باوجود اختلافات رنگ وزبان جمع ميباشند )
اين برادرمسلمان ما كه بعدها نام خويش را (نجيب رسول) اختيار نموده اكنون مصروف دعوت نمودن مردم به اسلام است ، اوميگويد:(غالبا من به دعوت غير مسلمانان زياده تر اهتمام دارم زيرا اين امر مطابق تخصصم ميباشد كه آنرا بخوبي ادا ميتوانم،علاوه برين من كنفرانس هاوسيمينارهايي منظم ومرتب شده در اماكن مختلف داير مينمايم ، و يكماه قبل اولين برنامه تلوزيوني
دعوت اسلام را بنام ( صداي اسلام ) آغاز نموديم كه از طريق جينل سيزدهم براي مدت يكساعت در هرهفته نشر ميكردد و اين نخستين عمل اسلامي در تاريخ فليبين ميباشد ) .
اين بزرگترين معجزه قرآن عظيم الشان و دين مقدس اسلام ميباشد كه هرگاه مسلمانان از دعوت دوري نمايند و مصروف لذتهاي فاني دنيا شده وظيفه اصلي خويش را فراموش نمايند خداوند متعال (جل جلاله) غير مسلمانان را به دين مقدس اسلام هدايت مينمايد كه آنان مسؤوليت دعوت را به دوش كرفته مصروف رهنمايي مردم به اسلام ميشوند .
حضرت پيامبر(صلى الله عليه وسلم) ميفرمايد : عجايب قرآن هيچوقت از بين نمي روند و هيچ وقت دانشمندان از آن سير نميشوند ) دكتور زغلول نجار كه يكتن از علماي زمين شناسي ميباشد ، ميگويد من هر باريكه قرآن عظيم الشان را مطالعه مينمايم و نه تنها در مورد آيات بلكه حتا در مقابل واژه ها و اصطلاحات آن فكر ميكنم امور جديدي برايم کشف ميشود ، او درمصاحبه يي با تلويزيون الجزيره درماه مبارك رمضان امسال بيان داشت : وقتي من در قصه يونس عليه السلام كلمه (التقمه) را تحقيق نمودم متوجه شدم كه قرآن عظيم الشان بيان ميدارد كه آن ماهي كه يونس (عليه السلام) را در شكمش جا داد اورا نه بلعيد بلكه او را مانند لقمهء درجسم خود جا داد (فالتقمه الحوت و هو مليم ) الصافات /142 دانستم که قرآن كريم تعبير بسيار دقيق نموده (التقمه) او را لقمه نمود و نگفت (ابتلعه) او را بلعيد ، او درمورد (حوت) ماهي كه حضرت يونس (عليه السلام) را لقمه نمود ميگويد : اين ماهي که بنام ماهي آبي رنگ شناخته شده است . 35متر طول دارد و نسلش هم اكنون هم در بعضي بحرها زنده گي ميكند ، وزنش 180 تن ميباشد ، وازينكه دندان ندارد نميتواند چيزي را ببلعد ، وبعد از هر پانزده دقيقه ازهواي تازه اكسيجن را اخذ ميدارد و تنفس مينمايد و درحقيقت حضرت يونس (عليه السلا م ) در مكاني زنده گي ميكرد كه راحت و داراي اكسيجن نورمال بود ، همچنان بعد از خارج شدن از شكم ماهي او را در برگهاي نباتي بنام يقطين ( كدو) پوشاند دانشمندان زراعت كشف نموده اند ازينكه برگهاي اين نبات ضد عفوني ميباشند مانع نشستن پشه ها و مگس ها ميشوند و مكروب را به آن نقل داده نميتوانند كه اين خواص ( شجره ء يقطين ) براي سلامتي حضرت يونس عليه السلام آماده شده بود ،( و أنبتنا عليه شجرة من يقطين }) الصافات / 146 اين تعبيرات قرآني هر كدام معجزه علمي را بيان ميدارد كه متخصصان ابحار و زراعت به دقت اين امور بهتر ميدانند ، دكتورزغلول نجار كتابهاي زيادي را در اعجاز علمي قرآن كريم بزبانهاي عربي و انگليسي تاليف نموده كه از جمله ميتوان كتابهاي ( كوه ها درقرآن ) ( آسمان درقرآن ) ( زمين درقرآن) ( حيوان در قرآن ) ( نبات در قرآن ) را نامبرد ، موصوف اكثـريت آثـار خـويش را براي استفاده بيشتر مسلمانان و غير مسلمانان ثبـت انترنت نموده كه عنوان انترنت اش :
(com (www. Zaghlolnaggar. ميباشد . شما ميتوانيد درمورد موصوف معلومات کاملي را سايت انترنتي www.sultan.org حاصل نماييد .
با تمعن بيشردر قرآنکريم ميابيم که حقيقتا اين قرآن كتابي است كه نفع آن نهايت نداشته و براي هركسي مطابق استعدادش در هر عصري منفعت هاي جديدي را پيشكش ميدارد .
قرآن عظيم الشان از قديم الزمان عقل انسان را مخاطب قرار ميدهد {أَفَـلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا } محمد/24 چرا در مورد قرآن فكر و تدبر نميكنند آيا در دلهاي شان قفل ها است ؟
Do they not then earnestly seek to understand the Qur-an, or are their hearts locked up by them
قرآن كريم نه تنها عقل بشر را مخاطب قرار ميدهد بلكه علماء و دانشمندان را نيز مخاطب قرار ميدهد ،و ازينكه قرآن كتابي است كه تا روز قيامت جوابگوي همه ميباشد بناء وظيفهء قرآن كريم است كه براي تمامي مردم درهر زمان مطابق وظيفهء خويش رهنما باشد ، روي اين علت هر دانشمنديكه بدون تعصب و حكم قبلي به قرآن كريم رو آورده ، آنرا با عدم انحياز با فكرو هوش سالم تلاوت نموده ، و معاني و مفاهيم آنرا مطابق معايير علمي تحقيق نموده حتما به نتيجه رسيده و خواهد رسيد . قرآن علاج بزرگي براي همهء مريضان فكري وروحي و مادي ميباشد ، ولي براي هدايت هركس به مقدار تفكر ، انديشه ، علم وتخصص خودش علاج پيش ميشود .
بگونه مثال زماني از يك شخص صحرايي در بياباني پرسيده شد كه :چگونه دانستي كه خداوند (جل جلاله )موجود است ؟ در جواب با همان سادگي حيات خويش وتعقل ومنطق قوي ، با بيان مثال بسيارساده ازطبيعت آنروزي حياتي خويش پاسخ داد كه :هرگاه به صحرا ميروم با ديدن نشانه هاي قدم ميدانم كه ازين صحرا كسي عبور نموده،وبا ديدن مواد فضله شتران ميدانم كه درين صحراء شتري چريده است ،پس باديدن آسمان بزرگ وزمين پهناور ميدانم كه خالقي وجود دارد كه همه را چنين خلق نموده است.
دانشمندي كه خودش متخصص بحث و تحقيق (ريسرج) ميباشد ، ميگويد : من هزاران اثر از آثار دانشمندان و فيلسوفان جهان را مطالعه نموده ام ، هر نويسنده در مقدمه كتاب خويش به خواننده گان عرض پوزش نموده به آنا ن عجز خويش را بيان ميدارد كه اگر در لابلاي كتاب اشتباهاتي دريابند آنرا به لطف و كرم معاف دارند ، ويا هم به تصحيح آن بپردازند ، ولي اين دانشمند ميگويد كه من به مجرد تلاوت قرآن كريم درنخستين صفحه قرآن خواندم كه به عوض عذر خواهي قرآن با با كمال شجاعت و چلينج مرا خطاب نمود كه {ذَلِكَ الْكتَابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ} البقره/ 2 درين كتاب هيچ شكي نيست .
This is the book; in it is guidance, sure, without doubt, to those who fear Allah;
او كه يك دانشمند غير مسلمان بود ، ميگويد : ازين اسلوب قرآن درك نمودم كه اين كتاب ساخته و نبشتهء بشرنيست زيرا اين كتاب از قوانين و عاداتي كه دركتب بشراست كاملا مختلف ميباشد ، اين اسلوب اسلوب بشرنه بلكه اسلوب خالق بشراست ، و من متيقن شدم كه اين كتا ب كتاب الله (جل جلاله )است .
شايد مليون ها انسان سيب را به طرف آسمان انداخته باشد و لي انشتاين با انداختن سيب جاذبه زمين را كشف نمود ، شايد هزاران انسان قرآن را مطالعه نمايد ، ولي هركس مطابق استعدا د و دانش خويش از قرآن استفاده نمايد ، وهمين بزرگترين معجزه قرآن است كه با هركسي مطابق تخصص ، مسلك ، و توانايي علمي اشت صحبت ميكند .
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست در دشت لاله رويد ودر شوره زار خس
سليم باز قانونگزار مسيحي لبنان ميگويد : من با اطمينان كامل معتقدم كه در فقه اسلامي همه نياز هاي بشر از معامله ، تجارت ، قضاوت ، گنجانيده شده است ، وافرادي هم چون قانون گزار آلماني كهلر ، سانيلانا ، استاد لامبير از هرجهت فقه وقوانين اسلامي را مطلوب براي كل بشر دانسته اند .
توحيد قرآني مطابق معايير عقلي بشر
اين يك حقيقت پذيرفته شدهء بشراست كه دريك ملك دو پادشاه و دريك كشور دو رئيس جمهور امكان پذير نميباشد ، و هرگاه دركشوري دو پادشاه ويا دو رئيس جمهور با هم يكجا ظهور كنند حتما در بين اين دو اختلافات نظري در اجراي امور رخ ميدهد كه كشور را به عوض تقدم و پيشرفت به اختلافات و جنگ هاي طويلي سوق خواهند داشت ، اين حقيقت را خداوند ( جل جلاله ) در پادشاهي جهان نيز بيان داشته است ، قرآنكريم ميگويد : { لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا } الانبياء /22
If there were, in the heavens and the earth, other gods besides Allah, there would have been confusion in both
هرگاه درزمين وآسمان خدايان بجزاز الله (جل جلاله) وجود ميداشت ، زمين وآسمان فاسد ميشدند ، زيرا هرخدايي اراده خاص خود را داشت ، يكي ميخواست شب باشد و ديگرش ميخواست روز باشد ، يكي ميخواست ستاره ها در شب ظهور نمايند وديگرش اين امر را مخالفت مينمود ، اين اخلاف نظر دربين خدايان متعدد سبب بي نظمي در كاينات ميشد و بشر نميتوانست به اين شكل زنده گي آرام داشته باشد ، با اين نظم و قوانين نورمال انسان بخوبي درك مينمايد كه خالق جهان يك است و يگانه .
خلقت تصادفي مخلوقات
يكي از دانشمندان ميگويد : عقيده بر خلقت تصادفي انسان ، انسانرا از بوتهايش هم پست تر جلوه ميدهد . او ميگويد : با نا مسلماني صحبت داشتم برايش گفتم : آيا اين موتر را كسي ساخته است؟ با تعجبت گفت : طبعا . زيرا درين موتر حتما مكان ساختمان ، و اسم شركت موجود است ، برايش گفتم : خودت را كي ساخته ؟ در پاسخ گفت : تصادف .
برايش گفتم : آيا بوتهايت را هم كسي ساخته است ؟ با ز به تعجب گفت : بلي . درين شكي نيست كه بوتهايم در كدام فابريكه با ماشينهاييكه درآن كارگران مصروف اند ساخته شده است . برايش گفتم : آيا ممكن است كه بوتها با تخنيك ساده و بسيط ساختهء كسي باشد وپيدايش تصادفي آن غير ممكن باشد ، و انسان با اين ساختمان دقيق تصادفي باشد ، اين طرز انديشه انسانرا از بوتهايش هم كمتر جلوه ميدهد .